تبليغاتX
امام مهدی(عج)

روايت حاج همت از شهيد عباس وراميني


به بهانه بيست وششمين سالگرد شهادت سردار رشيد سپاه حاج عباس محمد وراميني قائم مقام شهيد حاج ابراهيم همت در لشگر ‎ 27محمد رسول الله (ص ) و روايتي از شهيد همت در رثاي يار.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388;ساعت 6:49 قبل از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

                         

حاج محمد ابراهیم همت                                                           

زندگی نامه

در دوازدهم فروردين سال 1334، در خطة ذوق پرور اصفهان، در شهر قمشه، فرزندي مبارك از مادرزاده شد كه

مايه افتخار و سربلندي ديار خود شد..............

  دانلود صدای شهید همت                                                 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388;ساعت 7:3 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

عکس شهدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388;ساعت 4:56 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

ما در صحنه های جنگ، در لحظات زیادی از امدادهای غیبی برخوردار بودیم. در عملیات "روح الله" در جبهه نوسود، یک شب قبل از عملیات در تاریخ دهم تیرماه 1360 یکی از برادرهای رزمنده ی ما، آن شب در عالم خواب دید که امام[خمینی] به خواب او آمده و می فرماید: حمله کنید، آقا امام زمان(عج) پیشاپیش شما است! این برادر صبح که بیدار شد، خطاب به برادران دیگر در مسجد نودشه گفت که امام به خواب او آمده و چنین مطالبی را فرموده اند. تمام برادرها تجهیزات بستند و آمدند به من گفتند: ما در همین روشنایی روز حرکت می کنیم تا برویم با عراقی ها بجنگیم، چرا که امام(ره) چنین فرموده اند. من با اصرار، آنها را قانع کردم که حمله را در شب انجام بدهند. در شب عملیات، نیروهای اسلام به رغم تعداد کم، چنان حمله ای بر دو گردان عراق بردند که شاید در تاریخ جنگهای جهان بی سابقه باشد و پیروز شدند. یک افسر عراقی که او را اسیر گرفتیم می گفت: به نظر من شما حداقل با دو گردان به ما حمله کردید. وقتی با اصرار زیاد او را قانع کردیم که نیروهای ما کمتر از یک گردان بوده، آن افسر عراقی به گریه افتاد و گفت: وقتی در آغاز حمله، شما داشتید الله اکبر می گفتید تمام کوهها داشتند با شما تکبیر می گفتند! ما فکر کردیم که تمام کوهها از نیروهای شما پر شده، این بود که آمدیم و تسلیم شدیم!
 

«فرازی از سخنان شهید همت _ مرداد 1361»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 7:42 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

هو الحمید

امام(ره) به ما آموخت که انتظار در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می

دارد همین است .


+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 7:41 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

عاقلان می گویند: خداوند عادل است. عاشقان می گویند: بَل عدل آن است که معشوق می کند. عاقلان چون گرفتار بلا شوند، گویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد، اما عاشقان چون در معرکه بلا درآیند گویند: اگر با دیگرانش بود میلی 
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟ 
عاشقان عاشق بلایند. دُرّ حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت؛ در ژرفای اقیانوس بلا. عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد، چگونه به دریا زنند؟ 
کار عشق به شیدایی و جنون می کشد و کار جنون به تغزُّل؛ تغزل ذاتِ هنر است. جنون سرچشمه هنر است و همه، از آن « زمزمه های بی خودانه » آغاز می شود که عاشق با خود دارد، در تنهایی. جنونش را می سراید، و این یعنی تغزل. باباطاهر را ببین! « عریان » است از لباس عقل، و همین جنون برای آنکه شاعر شود کافی است: 
مو آن رندُم که عصیان پیشه دیرُم 
به دستی جام و دستی شیشه دیرُم 
اگر تو بی گناهی، رو مَلک شو 
من از حوا و آدم ریشه دیرُم 
کار جنون به تغزل می کشد، و چگونه می تواند که نکشد؟ مگر چشمه می تواند که نجوشد؟ و چون می جوشد، مگر می تواند که غلغل نکند؟ چرا آب درعمق زمین نمی ماند و از چشمه ها فرامی جوشد؟ و این آب چیست و چرا در عمق زمین خانه دارد؟ 
دل « خانه جنون » است. پس ریشه شعر و تغزل نیز در دل است؛ در اعماق دل. اما دل نه آنچنان است که هر چه به عمق آن فرو روی از خود دورتر شوی؛ دل در عمق خویش به اصل وجود می رسد. از عمق دل راهی به آسمان ها گشوده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 7:38 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

((خلاف آنچه بسياري مي پندارند ، آخرين مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموکراسي غرب که با اسلام آمريکايي است ، که اسلام آمريکايي از خود آمريکا ديرپاتر است.اگرچه اين يکي نيزولو هزار ماه باشد به يک شب قدرفرو خواهد ريخت و حق پرستان ومستضعفان وارث زمين خواهند شد.))

                                                                         سيد مرتضي آويني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 7:35 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   | 

قرآن در آیات ۱۶۹ تا ۱۷۵ سوره آل‌عمران به مقام شهیدان می‌پردازد.

«البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود .(۱۶۹)

آنان به فضل و رحمتی که از خداوند نصیبشان گردیده شادمان‌اند و به آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و بعداً

در پی آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند.

(۱۷۰) و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اینکه خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگرداند .(۱۷۱)»[۱]


+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 7:34 بعد از ظهر;  توسط محمد حسن   |