جزئیات زکات فطریه و میزان کفاره
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه عید فطر عید مسلمانان به شمار می رود یادآور شد:
در عید سعید فطر جامعه اسلامی در نشاط و شادی به سر می برد. بنابراین هم فقرا و هم اغنیا
باید از این ایام بهره مند شوند از این رو تأثیر مثبتی بر جامعه دارد...........
ادامه مطلب...
س: زكات فطره را در چه راهى بايد مصرف كرد؟
ج) مصرف زكات فطره، همان مصرف زكات مال است ولى احتياط آن است كه با وجود فقير در محل، به مصارف ديگر نرسد.
قضاى نماز و روزه ترک شده و كفّاره آنها
س: اينجانب متأسفانه به دليل كاهلى و... نتوانستهام برخى از روزه و نمازهاى سالهاى قبل را قضا نمايم اكنون و در حال حاضر چگونه مىتوانم قضاى روزهها و نمازها را به جاى آورم؟
ج) روزههايى كه از روى عذر خوردهايد قضاى آن واجب است و در فرض مذكور كه تا رمضان آينده قضا نكردهايد واجب است علاوه بر قضا براى هر روز يك مدّ طعام (هفتصد و پنجاه گرم گندم، جو، آرد و مانند آن را) به فقير بدهيد و روزههايى كه عمداً نگرفتيد واجب است ضمن قضاى آنها براى هر روز يا شصت روز روزه بگيريد يا شصت مسكين را اطعام كنيد. چنانچه در شهر خود دسترسى به شصت فقير نداريد واجب است كفاره را به شهر ديگرى ببريد و اگر آن هم ميسّر نيست واجب است منتظر بمانيد تا در آينده به شصت فقير در شهر خود دسترسى پيدا كنيد. و اگر كمتر از عددى كه مىخواهيد وجود داشت، مىتوانيد بطور مكرر طعام را به آنان بدهيد تا عدد را تكميل كنيد و احتياط آن است كه تكرار را در ايام متعدد انجام دهيد.و اما نمازهايى كه به هر جهت فوت شده واجب است قضا شود و كفاره ندارد.
تأخير نيّت روزه استيجارى تا اذان ظهر
زمان روزه استيجارى و کيفيّت آن
ادامه مطلب...
روزه مستحبى براى مسافر
س: آيا مسافر مىتواند روزه مستحبى بگيرد؟
ج) خير، گرفتن روزه مستحبى در سفر جايز نيست؛ مگر در مدينه طيبه كه براى بر آورده
شدن حاجت، مىتواند سه روز، روزه مستحبى بگيرد و لازم است روز چهار شنبه، پنج شنبه
و جمعه را اختيار كند.
روزه مستحبى براى شخصى که روزه قضا دارد
س: آيا کسى که روزه واجب بر گردن اوست مىتواند روزه مستحبى
بگيرد؟
ج) كسى كه روزه واجب بر گردن اوست نمىتواند روزه مستحبى بگيرد
س 1: آيا تقليد، صرفا يك مسأله عقلى است يا ادله شرعى نيز دارد؟
ج: تقليد، ادله شرعى دارد و عقل نيز حكم مىكند كه شخص نا آگاه به احكام دين بايد به مجتهد جامع الشرايط مراجعه كند.
س 2: به نظر شريف حضرتعالى، عمل به احتياط بهتر است يا تقليد؟
ج: چون عمل به احتياط مستلزم شناسائى موارد و چگونگى احتياط و صرف وقت بيشتر است، بهتر آن است كه مكلّف در احكام دين از مجتهد جامعالشرائط تقليد كند.
س 3: قلمرو احتياط در احكام دين در بين فتاواى فقها چه اندازه است؟ آيا رعايت آراى فقيهان گذشته نيز لازم است؟
ج: مراد از احتياط در موارد آن، رعايت همه احتمالات فقهى است؛ به طورى كه مكلّف مطمئن شود كه به وظيفه خود عمل كرده است.
س 4: دخترم بزودى به سن تكليف مىرسد و بايد براى خود مرجع تقليدى انتخاب كند، اما درك مسأله تقليد براى او دشوار است، وظيفه ما نسبت به او چيست؟
ج: اگر وى به تنهائى نمىتواند وظيفه شرعى خود را دراين باره تشخيص دهد، وظيفه شما ارشاد و راهنمائى اوست.
س 5: نزد فقها معروف است كه تشخيص موضوعات احكام به عهده خود مكلّف است و وظيفه مجتهد تشخيص حكم است، ولى در عين حال مجتهدين در بسيارى موارد، در تشخيص موضوعات احكام نيز اظهار نظر مىكنند، آيا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نيز واجب است؟
ج: تشخيص موضوع، موكول به نظر خود مكلّف است و متابعت از مجتهد در تشخيص موضوع واجب نيست، مگر آنكه به آن تشخيص اطمينان پيدا كند و يا موضوع از موضوعاتى باشد كه تشخيص آن نياز به استنباط دارد.
س 6: آيا كسى كه در آموختن احكام دينىِ مورد نياز خود كوتاهى مىكند، گناهكار است؟
ج: اگر نياموختن احكام به ترك واجب يا ارتكاب حرام بيانجامد، گناهكار است.
س 7: گاهى از افراد كم اطلاع از مسائل دينى درباره مرجع تقليد شان پرسش مىشود، مىگويند نمىدانيم، يا اظهار مىدارند كه از فلان مجتهد تقليد مىكنيم، ولى عملا التزامى به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواى او ندارند، اعمال اين گونه افراد چه حكمى دارد؟
ج: اگر اعمال آنان موافق احتياط يا مطابق با واقع يا با نظر مجتهدى باشد كه وظيفه دارند از او تقليد كنند، محكوم به صحت است.
س 8: با توجه به اينكه در مسائلى كه مجتهد اعلم قائل به وجوب احتياط است، مىتوانيم به مجتهد اعلم بعد از وى مراجعه كنيم، اگر اعلم بعد از او نيز قائل به وجوب احتياط در مسأله باشد، آيا رجوع به اعلم بعد از او جايز است؟ و اگر فتواى مجتهد سوم هم همانگونه بود، آيا مىتوان به اعلم بعد از آنان مراجعه كرد؟ و همينطور...، لطفاً اين مسأله را توضيح دهيد.
ج: در مسائلى كه مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدى كه در آن مسأله احتياط نكرده است و فتواى صريح دارد، با رعايت ترتيب الاعلم فالاعلم، اشكال ندارد.
آب جارى
آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد؛ مانند آب چشمه و قنات.
آب قليل
آبى است كه از كر كمتر باشد و از زمين هم نجوشد.
آب كُر
مقدار معينى از آب است كه اگر در ظرفى به درازا و پهنا و گودى سه وجب و نيم بريزند، آن ظرف را پر كند كه معادل 384 ليتر است.
آب مضاف
آبى است كه از چيزى گرفته شده (مانند آب انار و آب ليمو و گلاب) و يا با چيزى آميخته شده باشد؛ بطورى كه به آن آب نمىگويند.
آب مطلق
آبى است كه از چيزى گرفته نشده و با چيزى هم مخلوط نشده است و اگر هم مخلوط شده، به حدى نيست كه به آن آب نگويند.
اِباحه
اجازه دادن، مباح كردن
حكمى كه انجام و ترك آن رجحان نداشته باشد.
اباحه در تصرف: اجازه در تصرف بدون ملكيت
ابراء ذمّه
چشم پوشى طلبكار از مال يا حق خود
ابن السبيل
مسافرى كه خرج سفرش تمام شده يا از بين رفته و اكنون درمانده شده است؛ هر چند در وطن خود بىنياز باشد.
ابوين
پدر و مادر
اِتّجار
تجارت، بازرگانى
اتحاد افق
واقع شدن دو يا چند مكان در يك طول جغرافيايى
اَتقى
با تقواتر
اثاث البيت
لوازم منزل
اجاره
قراردادى است كه بر طبق آن، شخص در برابر پرداخت مال معين، مالك عمل يا منعفتى مىگردد؛ مانند استخدام كارگر و يا استفاده از منزل يا مغازه در مدت معين.
اجازه
رخصت دادن، اذن
اجاره بها
ß مال الاجاره
اِجحاف
ستم كردن، زياده روى كردن
اجرة المثل
ميزان اجرتى كه عرفاً براى يك كار و يا اجاره كردن يك شيئ مىپردازند.
اجرة المسمّى
اجرتى كه در ضمن عقد تعيين مى گردد.
اجزاء و شرايط
هر آنچه كه نبودنش به اصل يك چيز لطمه وارد كند، جزء آن محسوب مىشود و هر امرى كه نبودنش صفت، يا حالت مطلوب چيزى را تغيير دهد، شرط آن محسوب مىشود؛ مثلاً فقدان ركوع و سجود به اصل نماز لطمه مىزند، ولى فقدان طهارت و حضور قلب، دو وصف صحّت و كمال نماز را از بين مىبرد؛ يعنى نماز هست، ولى صحيح نيست يا كامل نيست.
اجنبى
بيگانه، به زن يا مرد نامحرم نيز اجنبى گفته مىشود.
اجير
مستخدم، كسى كه طبق قرار مشخص، در برابر كارى كه انجام مىدهد مزد دريافت مىكند.
احتراز
اجتناب كردن، پرهيز نمودن
احتضار
آخرين لحظات حيات انسان ß محتضر
احتكار
نگهدارى و انبار كردن اموال مورد نياز مردم (مانند مواد غذايى) به منظور افزايش قيمت آن؛ در حالى كه مراكز ديگر چنين مالى را عرضه نكنند.
احتلام
خروج منى در حال خواب ß بلوغ
احتياط
گاه در مقابل اجتهاد و تقليد به كار مىرود كه روشى است براى عمل كردن به احكام؛ به گونهاى كه مكلف يقين داشته باشد به وظيفهاش عمل كرده است. و گاه در خصوص فتوى و حكم يك مسأله به كار مىرود و آن رعايت نمودن همهى جوانب آن مسأله است؛ به طورى كه مكلف با انجام آن، يقين به فراغت ذمّه پيدا كند.
يادآورى مىشود كه شيوهى عمل در هر دو مورد يكى است؛ لكن محدودهى احتياط در مورد اول، كل احكام را شامل مىشود، ولى در مورد دوم، نسبت به همان مسألهى مورد نظر كاربرد دارد.
احتياط واجب: احتياطى است بدون همراه بودن با فتوى، كه رعايت آن واجب است؛ ولى مقلد مىتواند به جاى آن، به فتواى مجتهد ديگرى كه پس از آن مجتهد، از ديگران اعلم است، مراجعه كند.
احتياط مستحب: احتياطى است همراه با فتواى مجتهد، كه رعايت آن خوب است؛ ولى واجب نيست و مقلد نمىتواند در آن مسأله، به مجتهد ديگر رجوع كند.
احتياط لازم
ß احتياط واجب
احتياطاً
از روى احتياط ß احتياط
احراز
به دست آوردن، يقين پيدا كردن به چيزى
احرام
يكى از اعمال حج و عمره كه با قصد اعمال آن و گفتن لبيكهاى واجب تحقق مىيابد.
اِحصار
ممنوع شدن از انجام مناسك حج يا عمره به دليل بيمارى و مانند آن ß محصور
احكام حكومتى
تصميماتى كه ولى فقيه بر اساس ضوابط شرعى و رعايت مصالح، براى جامعه اتخاذ و طبق آنها حكم مىكند.
احكام خمسه
وجوب، حرمت، استحباب، كراهت و إباحه (مباح بودن)
اِحلاف
قسم دادن
احوط
مطابق با احتياط ß احتياط
الاحوط الاولى
ß احتياط مستحب
احياء زمينهاى موات
آباد كردن و بهره بردارى از زمينهاى مخروبهاى كه مالك نداشته و نفعش به كسى نمىرسد.
اختلاس
سرقتى كه با ظاهرسازى قانونى همراه باشد.
اختلاط با اجانب
معاشرت با افراد بيگانه و زنان و مردان نامحرم
اخفاء
پنهان كردن
اِخفات
آهسته خواندن (در مقابل جهر در قرائت نماز)
اخلاق حسنه
خلق و خوى نيك
اداى دين
پرداخت بدهى
اَدنَى الحِلّ
نزديكترين مكان به محدودهى حرم (مانند تنعيم)
اَدوارى
دورهاى
ß مجنون
اذن
اجازه
ارباب خمس
كسانى كه مىتوانند از خمس استفاده كنند.
ارباح
ß ربح
ارباح مكاسب
درآمد كسب، هر نوع درآمدى كه از طريق كسب و كار بدست آيد.
ارتداد
خارج شدن از دين اسلام ß مرتد
ارتشاء
رشوه گرفتن، رشوه خوارى ß رشوه
ارتفاع يا ارتقاء قيمت سوقى
افزايش قيمت جنس در بازار
ارتكاز عرفى
ثابت بودن يك مسأله در اذهان مردم
ارتماس
فرو رفتن در آب براى غسل، فرو بردن صورت و دستها در آب براى وضو
ارث
آنچه از ميت براى ورثه باقى مانده است.
ارثيه
ß ارث
ارجح
پسنديدهتر
ارز
پول كشورهاى بيگانه
ارش
ديهى جراحت وارد شده بر بدن
مابهالتفاوتِ قيمت جنس سالم و معيوب
ارض خراجيه
زمين آبادى كه با پيروزى و غلبه بر كفار، به دست مسلمانان فتح مىشود.
اركان نماز
اجزاى اصلى نماز يعنى:نيت، تكبيرة الإحرام، قيام متّصل به ركوع، ركوع و سجود، كه كم و زياد كردن هر يك از آنها (عمداً يا سهواً) نماز را باطل مىكند.
ازاله
برطرف كردن، از بين بردن
استبراء
استبراء از بول: عملى مستحب كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مىدهند. كه سه مرحله دارد:
مرحله اول: با دست چپ سه مرتبه از مخرج غائط تا بيخ آلت كشيدن
مرحله دوم: سه مرتبه از بيخ آلت تا سرختنه گاه كشيدن
مرحله سوم: سه مرتبه سر آلت را فشار دادن.
استبراء از منى: ادرار كردن پس از خروج منى (براى اطمينان از اينكه ذرات منى در مجراى بول نمانده باشد)
استبراء حيوان نجاست خوار: بازداشتن حيوان نجاست خوار از خوردن نجاست، تا وقتى كه به خوراك طبيعى خود عادت كند.
استبصار
جستجو ß فحص
تشرف به مذهب حقهى جعفرى
استتار
پنهان شدن
استجازه
درخواست اجازه
استحاضه
نام يكى از سه نوع خونى است كه زنها مى بينند. اين خون اگر زياد باشد، استحاضهى كثيره و اگر كم باشد، استحاضهى قليله و در غير اين دو صورت، استحاضهى متوسّطه است.
استحاله
دگرگون شدن يك چيز؛ بطورى كه چيز ديگرى محسوب شود؛ مانند اينكه چوبِ نجس بسوزد و خاكستر شود.
استحصال
بدست آوردن
استحلاف
درخواست قسم خوردن
استخاره
طلب خير
كشف ماهيت و نتيجه يك عمل از جهت درستى يا نادرستى بوسيله تسبيح يا قرآن در موردى كه فرد در تصميمش ترديد داشته باشد.
استخلاص
آزادى ، خلاص كردن، طلب خلاصى كردن
استرجاع
گفتن آيهى شريفه «اِنّا للّه و انّا اليه راجعون» در هنگام مصيبت.
استرداد
پس گرفتن
استسقاء
طلب باران ß نماز استسقاء
استشفاء
شفا خواستن، بهبود خواستن
استطاعت
توانايى انجام فرايض حج
استطاعت طريقى (سِربى): باز بودن راه
استطاعت مالى: در اختيار داشتن توشه و احتياجات سفر و همچنين وسيله نقليه.
استطاعت بدنى: سلامتى و توانايى براى اعمال حج.
استطاعت بذلى: استطاعتى كه از بخشش مال توسط ديگرى حاصل مىگردد.
استظلال
سايه قرار دادن بالاى سر
استظهار
دو يا سه روز قبل يا بعد از عادت (وقتيه يا عدديه) كه اگر زن در اين روزها خون ببيند، بايد بنابر حيض بگذارد هر چند علامت خون حيض را نداشته باشد.
استعلاء
برترى جستن
استعلام
پرسش كردن، آگاهى خواستن
استغفار
درخواست بخشش گناهان از خداوند ß توبه
استفتاء
درخواست فتوا، سؤال كردن و كسب نظر مجتهد درباره حكم شرعى يك مسأله
استفسار
پرسيدن و توضيح خواستن
استقبال
روبه قبله بودن
استقرار حج
باقى ماندن حج برگردن مكلفى كه مستطيع است و حج انجام نداده است.
استقصاء
دقت و تفحّص كامل، پىجويى كردن
استلام حجر
دست ماليدن و بوسيدن حجر الاسود به قصد تبرك
استلذاذ
لذت بردن ß تلذذ
استماع
شنيدن، گوش دادن
استملاك
ß تملك
استمنا
انجام دادن كارى با خود كه موجب بيرون آمدن منى شود.
استنباط احكام
بدست آوردن حكم خداوند از منابع صحيح (كتاب، سنت، اجماع و عقل)
استنجاء
طهارت پس از تخلّى.
آب استنجاء: آبى كه براى اين طهارت بكار رفته است.
استنشاق
وارد كردن آب در بينى
استنكاف
سرپيچى كردن، امتناع كردن
استهلال
جستجو براى ديدن هلال ماه
گريه نوزاد هنگام ولادت
استيجار
ß اجاره
استيذان
درخواست اجازه
استيفاء حق
گرفتن تمام حق
استيلاء
تسلط پيدا كردن، غلبه يافتن
استيناف
از سر گرفتن عمل
اسراف
زياده روى كردن، از حد اعتدال خارج شدن ß تبذير
اسقاط كافّه خيارات
ساقط كردن و از بين بردن هرگونه اختيار فسخ معامله
اسلام
تسليم و انقياد در برابر دين خاتم، كه گاه به معناى اقرار به توحيد و رسالت پيامبر اكرم (ص) نيز مىباشد ß ايمان
اسماء متبركه
نامهاى مقدسى كه حفظ احترام آنها لازم است و لمس آنها بدون طهارت جايز نيست.
اشربه
آشاميدنىها
اشكال دارد
يعنى چنين كارى موجب اسقاط تكليف نيست و نمىشود به آن اكتفا كرد؛ ولى در اين مورد مىتوان به فتواى مجتهدى كه در رتبهى بعدى است رجوع كرد. ß احتياط واجب
اشهُر حج
ماههاى شوال، ذى القعده و دههى اول ذى الحجه
اصلاح ذات البين
آشتى دادن
اصول دين
اركان دين: توحيد، نبوّت و معاد
اصول مذهب
اركان مذهب: إمامت و عدل
اضرار
ضرر رساندن
اضطرار
ناچارى، ناگزيرى
اِطباقى
ß مجنون
اظهار
آشكار كردن، بيان كردن چيزى بطور علنى
اظهَر
ظاهرتر، روشنتر (فتوى است)
اعاده
تكرار عمل
اعتكاف
اقامت و روزهدارى در مسجد، به مدت سه روز يا بيشتر، به قصد عبادت
اعدَل
عادلتر ß عادل
اِعراض
روى گرداندن
اعراض از وطن: روى گردانى از وطن؛ بطورى كه انسان قصد كند براى زندگى به آنجا باز نگردد.
اعراض از مال: چشم پوشى مالك از مال يا حق خود.
اِعسار
تنگ دست شدن، ناتوانى بدهكار از پرداخت بدهى به خاطرِ نداشتنِ امكانات مالى (بجز ضروريات زندگى)
اعلام
آگاه ساختن
اِعلان
آشكار ساختن، علنى كردن
اعلم
داناتر
مجتهدى كه نسبت به ساير مراجع، قدرت بيشترى بر شناخت احكام الهى داشته باشد و بهتر بتواند احكام شرعى را استنباط كند و به اوضاع زمان خود، از ديگران آگاهتر باشد.
اعيانى
اموال غير منقول موجود در زمين؛ مانند خانه، چاه و درخت
ادعيه مأثوره
دعاهايى كه از معصوم نقل شده است.
اِغوا
گمراه كردن، منحرف كردن
اناطه
موكول كردن ß منوط
افترا
ß تهمت
افشا
آشكار كردن، فاش نمودن
افضا
يكى شدن مجراى بول و حيض، يا مجراى حيض و غائط، يا هر سه
افطار
به پايان رساندن روزه
باطل كردن روزه
افلاس
ورشكستگى، بىپولى ß مفلس
اقاله
بهم زدن عقد لازم با رضايت طرفين
اقامت
قصد ماندن در جايى به مدت ده روز يا بيشتر و يا قصد سكونت دائمى در يك شهر يا روستا
اقامه
بپا داشتن، انجام دادن
ذكرهاى مخصوص پس از اذان و هنگام آماده شدن براى نماز
اِقامهى معروف
برپا داشتن كارى كه از نظر شرع، پسنديده است.
اِقباض
تحويل دادن، پرداخت كردن
اقرار
اعتراف (به منظور اثبات يا نفى چيزى)
اقرب
اين تعبير در فقه در حكم فتواست.
الاقرب فالاقرب
مراعات نزديكترين و پس از آن نزديكتر؛ به عنوان مثال در باب ارث، در صورت وجود طبقهى اول، ارث به طبقهى دوم نمىرسد و يا در باب زكات فطره، پرداخت فطريه، به نزديكترين فقير خويشاوند ترجيح دارد.
اقوى
قوىتر (فتوى است)
اكتفا به رفع ضرورت
بسنده كردن به ميزان ناچارى ß رفع ضرورت
اكراه
وادار كردن شخص به كارى كه مايل به انجام آن نيست.
اكل مال به باطل
گرفتن مال ديگرى بدون دليل و بدون انجام دادن كار و يا پرداخت چيزى در مقابل آن
آلات لهو
ابزار عياشى و خوشگذرانىهاى نامشروع؛ مانند تار و طنبور
آلات مشتركه
ابزار و وسايلى كه هم در راه صحيح شرعى و هم در راه باطل (گناه) كاربرد دارد؛ مثل چاقو
التفات
توجه داشتن
اَماره
آنچه انسان را از جهل يا شك خارج كرده، موجب غلبه گمان يا اطمينان شود.
اماكن اربعه
ß اماكن تخيير
اماكن تخيير
مكانهايى كه مسافر مىتواند در آنها نماز را تمام يا شكسته بخواند (مسجد الحرام، مسجد النبى (ص)، مسجد كوفه و حرم امام حسين «عليه السلام»)
ِاماله
داخل كردن داروى مايع در بدن، از طريق مخرج غائط، با ابزار مخصوص ß تنقيه
امام
مقتدا، پيشوا
امام جماعت
پيش نماز، كسى كه در نماز به او اقتداء كنند.
اماميه
مذهب كسانى كه به امامت ائمهى دوازدهگانه (عليهم السلام) معتقد باشند.
امتزاج
آميختگى، مخلوط شدن
اَمر به معروف
خواستن از ديگران و وادار كردن آنها به رعايت احكام شرعى و كارهايى كه پسنديده است.
امرار معاش
گذراندن زندگى
اِمساك
خوددارى كردن، پرهيز از چيزهايى همچون محرمات احرام، مبطلات روزه و ...
امهال
مهلت دادن، فرصت دادن
اموال محترمه
اموالى كه بدون اجازه، نمىتوان در آنها تصرف كرد.
امور حسبيه
كارهايى كه شارع مقدس راضى به رها كردن آنها نيست و متصدى آنها ولى فقيه يا نمايندهى اوست؛ مانند رسيدگى به اموال يتيمان
امين
امانتدار، مورد اعتماد
اِناث و ذكور
دختران و پسران، زنان و مردان
انتحار
خودكشى
انتصاف
دو نيم شدن، نصف شدن
انتقال
تغيير ماهيت يك مادهى نجس در اثر جابجايى و از بين رفتن آن ماده؛ مانند انتقال خون انسان به پشه و تبديل شدن آن به خون پشه
آندوسكپى
عكسبردارى و نمونهبردارى از داخل بدن
اِنزال
بيرون آمدن منى
انشاء
آغاز كردن، ايجاد يك اعتبار يا خواسته و مانند آن با لفظ يا غير آن.
انصراف
برگشتن، پشيمان شدن، بازگشتن
اَنعام
چهارپايان اهلى؛ مانند گاو، گوسفند و شتر
اَنفال
اموالى كه به جهت ولايت و رهبرى بر امت اسلامى در اختيار امام معصوم «عليهم السلام» يا نايبش مىباشد.
اَنفحه
پنير مايه
اِنفساخ عقد
فسخ شدن خودبخودى عقد، به هم خوردن قرارداد، گسيختن عقد
اَنفيه
نوعى داروى استنشاقى كه از راه بينى استعمال مىشود.
اِنقلاب
دگرگون شدن؛ مانند تبديل شدن شراب به سركه
اِهتمام
اهميت دادن
اَهل ذمه
غير مسلمانانى كه به يكى از اديان الهى معتقدند و با عهد و پيمان در امان مسلمانان هستند.
اهل كتاب
غير مسلمانى كه به يكى از اديان الهى معتقد باشد و خود را تابع يكى از پيامبران صاحب كتاب بداند؛ مانند يهودى و مسيحى.
اوامر ولايى
ß احكام حكومتى
اوداج أربعه
رگهاى چهارگانه گردن حيوان ß فرى اوداج اربعه
اوراق بهادار
اوراقى كه ارزش مالى دارند ولى پول نيستند مانند اوراق قرضه و اوراق سهام
اوراق قرضه
نوعى از اسناد مالى كه در معاملات بورسى و بانكى، قابل نقل و انتقال و داراى نرخ باشد ولى دلالت بر مالكيت مشاء چيزى نداشته باشد.
اورع
با تقواتر، كسى است كه نه تنها از معاصى، بلكه از شبهات هم بيش از ديگران اجتناب مىكند.
اوصيا
جمع وصى ß وصى
اولى
سزاوارتر
اولياء دم
صاحبان خون مقتول ß ولى دم
ايام استظهار
دو يا سه روز قبل يا بعد از عادت (وقتيه يا عدديه) كه اگر زن در اين روزها خون ببيند، بايد بنابر حيض بگذارد هر چند علامت خون حيض را نداشته باشد.
ايام البيض
سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمرى
ايام تشريق
سه روز بعد از عيد قربان (روز يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذى الحجه) براى كسانى كه در سرزمين منى هستند.
ايام متبركه
اعياد و مناسبتهاى مذهبى؛ مانند ميلاد معصومين (عليهم السلام)
ايام نقاء
روزهايى كه زن از حيض و استحاضه و يا نفاس پاك مىباشد.
ايقاع
هر نوع قرار يا نقض قرارى كه يكجانبه باشد (يعنى نياز به قبول ديگرى نداشته باشد)؛ مانند طلاق.
ايلاء
قسم شوهر بر ترك عمل زناشويى با همسر دائمى خود (بيش از چهار ماه يا براى هميشه)
ايمان
اقرار و اعتقاد به اسلام (يعنى توحيد و نبوت پيامبر اكرم «صلى الله عليه وآله») همراه با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار (عليهم السلام)

