به من ارامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا بپذیرم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بپذیرم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند
«فرازی از سخنان شهید همت _ مرداد 1361»
امام(ره) به ما آموخت که انتظار در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می
دارد همین است .
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
عاشقان عاشق بلایند. دُرّ حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت؛ در ژرفای اقیانوس بلا. عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد، چگونه به دریا زنند؟
کار عشق به شیدایی و جنون می کشد و کار جنون به تغزُّل؛ تغزل ذاتِ هنر است. جنون سرچشمه هنر است و همه، از آن « زمزمه های بی خودانه » آغاز می شود که عاشق با خود دارد، در تنهایی. جنونش را می سراید، و این یعنی تغزل. باباطاهر را ببین! « عریان » است از لباس عقل، و همین جنون برای آنکه شاعر شود کافی است:
مو آن رندُم که عصیان پیشه دیرُم
به دستی جام و دستی شیشه دیرُم
اگر تو بی گناهی، رو مَلک شو
من از حوا و آدم ریشه دیرُم
کار جنون به تغزل می کشد، و چگونه می تواند که نکشد؟ مگر چشمه می تواند که نجوشد؟ و چون می جوشد، مگر می تواند که غلغل نکند؟ چرا آب درعمق زمین نمی ماند و از چشمه ها فرامی جوشد؟ و این آب چیست و چرا در عمق زمین خانه دارد؟
دل « خانه جنون » است. پس ریشه شعر و تغزل نیز در دل است؛ در اعماق دل. اما دل نه آنچنان است که هر چه به عمق آن فرو روی از خود دورتر شوی؛ دل در عمق خویش به اصل وجود می رسد. از عمق دل راهی به آسمان ها گشوده اند.
سيد مرتضي آويني
«البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردهاند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود .(۱۶۹)
آنان به فضل و رحمتی که از خداوند نصیبشان گردیده شادماناند و به آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوستهاند و بعداً
در پی آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند.
(۱۷۰) و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اینکه خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگرداند .(۱۷۱)»[۱]
مردي يمني نزد حجاج بن يوسف رفت وبا او به مناظره وگفت وگو نشست . حجاج حال برادر خود را كه حاكم يمن بود پرسيد ، مرد يمني گفت : بسيار فربه وبزرگ جثه وتر وتازه است .
حجاج گفت : از بدن او نمي پرسم ، از عدل وانصاف او مرا آگاه كن .
مرد گفت : او بسيار بي رحم وظالم بدكار و خونريز وبي باك است .
حجاج گفت : چرا نزد بزرگتر او نمي رويد وشكايت نمي كنيد تا او را از ظلم وستم منع كند ؟
گفت : آن كس كه از او بزرگ تر است هزار بار از او ظالم تر است .
حجاج گفت : مرا مي شناسي ؟
گفت: آري ، تو حجاج بن يوسف ثقفي هستي واو برادر توست .
گفت : از من نترسيدي كه اين سخنان گستاخانه را بر زبان آوردي ؟
مرد يمني گفت : هر كس كه از خدا بترسد از بنده او نمي هراسد وهر كس كه سخن حق بگويد از باطل نمي ترسد.
حجاج پرسيد : از قبايل عرب كدام يك بهتر است ؟
گفت : بني هاشم ، زيرا محمد (صلی الله علیه واله) از آن قبيله است .
گفت كدام قبیله بدتراست ؟
مرد يمني گفت : قبيله ثقيف ، كه تو وبرادرت از آن طايفه ايد.
حجاج غرور وجسارت جرات اورا تحسين كرد ودستور داد هزار درهم به او بدهند .
نقل از تذكره الاولياء
رئیس ستاد عمره دانشجویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها گفت: مسئله اعزام دختران به عمره دانشجویی تقریبا منتفی است.
سید محمد فقیهی در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: با توجه به اعلام سازمان حج و زیارت و مذاکراتی که با مسئولان کشور عربستان صورت گرفته مسئله اعزام دختران مجرد به عمره دانشجویی تقریبا منتفی است.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا مذاکرات مسئولان عمره دانشجویی در این زمینه ادامه پیدا می کند یا خیر افزود: در حال حاضر موضوع را مسکوت گذاشته ایم.
27 فروردین امسال بخشنامه مسئولان عربستان از سوی وزارت امور خارجه ایران در اختیار ستاد عمره دانشجویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری قرار گرفت که بر اساس آن تصریح شده بود دختران دانشجو و دانش آموز ایرانی فاقد محرم هستند و به تنهایی نمی توانند برای ادای مناسب حج عمره به عربستان بروند.
مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري احمدي نژاد روز دوشنبه 12 مرداد ماه انجام ميشود.
به گزارش فارس مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري احمدي نژاد روز دوشنبه 12 مرداد ماه انجام ميشود.
اين مراسم روز دوشنبه 12 مرداد ماه با حضور رهبر معظم انقلاب و مسوولان عالي رتبه نظام برگزار خواهد شد.
ادامه مطلب...
به بركت دعاي پدر
حضرت آيت ا.. العظمي مرعشي نجفي فرمودند: زماني كه در نجف بوديم يك روز مادرم فرمودند:« پدرت را صدا بزن تا تشريف بياورد براي نهار». حقير رفتم طبقه فوقاني، پدرم در حال مطالعه خوابش برده بود...........
ادامه مطلب...
حكايت آورده اندكه شبي هارون الرشيد خواب ديد كه همهء دندانهاي او ريخته و از دهان او بيرون افتاده است. از خوابگزاري تعبير خواب خود پرسيد. معبر گفت: زندگاني امير دراز باد، تعبير اين خواب آن است كه همه ي خويشان تو پيش از تو بميرند. هارون الرشيد......
ادامه مطلب...
موريس مترلينگ مي گويد: انسانها سه دسته اند.عده اي چون مگس هستند.آدمهاي عيب جو مثل مگسانند كه فقط روي عيب و كثافتها مي نشينند.آدمهاي سخت كوش و زحمت كش مثل مورچه هستندكه فقط به جمع كردن و انبار كردن مي انديشند و پردازش در كار آنها نيست ولي انسانهاي وارسته مثل زنبور عسل هستند كه از شهد گلهاي مختلف مي نوشند و تبديل به عسل مصفا مي كنند و خلاقيتي در كارشان هست.
دائره اللطائف
آورده اند كه مردي غلامي داشت خردمند، روزي آن مرد با غلام به باغي مي رفت، در ميان راه خيار بادلنگي پاك كرد، نيمي به غلام داد و نيمي به جهت خود نگاه داشت تا بخورد. غلام به نشاط آنرا خوردن گرفت، چون خواجه بچشيد تلخ بود.
گفت: «اي غلام، خيار بدين تلخي تو را دادم و به نشاط تمام خوردي و به رغبت به كار بردي؟»
گفت :«اي خواجه، از دست توشيرين و چربي بسيار خوردم، شرم داشتم كه بدين قدر تلخي از خود اثر كراهيت ظاهر كنم.»
خواجه گفت: «چون شكر نعمت چنين مي گزاري، تورا بندگي نگذارم.»
و بدين طريق آزاد مردي به سعادت آزادي برسيد.
جوامع الحكايات
مردي از دوست خود پرسيد: «آيا تا كنون كه شصت سال از عمرت مي گذرد، به يكي از آرزوهاي خودت رسيده اي؟»
گفت: «آري فقط به يكي از آرزوهايم رسيده ام. يك روز وقتي پدرم موهاي سرم را مي كشيد تا مرا تنبيه كند، آرزو كردم كه كاش مو در سر نداشتم، و امروز خدا را شكر مي كنم كه به اين آرزويم رسيده ام.»
ادامه مطلب...
تاريخ اجمالي ظهور و افول سيد علي محمد باب اجمالاً او در اول محرم 1235 قمري/13 اكتبر 1819 ميلادي متولد شده و در سال 1260 قمري ادّعاي ذكريت كرد در حالي كه 25 سال از عمرش سپري شده بود. در سال 1261 قمري يعني يكسال بعد ادعاي بابيت و در سال 1262 قمري ادعاي مهدويّت و در سال 1263 قمري ادعاي نبوّت و در سال 1264 ادعاي ربوبيت و در سال 1265 ادعاي الوهيّت نمود، و بالاخره در سال 1266 تمام آن ادعاها را منكر شد و توبه نامه نوشت و در همان سال در حالي كه سنش به 31 سال رسيده بود به اعدام محكوم و تيرباران شد. كتابهاي باب كتابهايي كه سيد عليمحمد باب در طول زندگي.........
ادامه مطلب...
2. رسول الله (ص)وائمه :مَنْ يطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ[نساء/80].
هر كس از پيامبر فرمان برد در حقيقتخدا را فرمان برده
ما آتاكمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ[حشر/7].
آنچه را رسول خدا به شما داد آن را بگيريد
إِنَّ الَّذِينَ يبايعُونَك إِنَّما يبايعُونَ اللّهَ[فتح/10].
در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مىكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند
اللّهُ أَعْلَمُ حَيثُ يجْعَلُ رِسالَتَهُ[انعام/124].
ادامه مطلب...
را به جمیع عزیزان و محبان خاندان عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض مینمایم
ادامه مطلب...
شاهراه ظهور يا در پشتى؟
وحيد جليلى
تشيع با اشاره معصومين عليهم السلام از همان ابتدا بر گرد عالمان عامل و محدثان صادق شكل گرفت و در دوره غيبت صغرى وكبرى فهم فقيهانه در كنار صيانت نفس و شجاعت براى حفظ دين معيارهاى اصلى خط امامت اعلام گرديد. (من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه...)
ولايت اگرچه در برخى ديگر از نحله هاى اسلامى نيز (با تعاريف معنوى خاص) به شكل پررنگ مورد توجه بود اما از آنجا كه صرفاً بر دريافت هاى شهودى و بسترهاى معنوى متكى شد نه ازامكان اثبات و ترويج و نقد استدلالى برخوردار بود و نه رخنه مدعيان دروغين و معنوى نمايان كورباطن در آن چاره اى داشت. از مهم ترين ويژگى هاى جريان معنويت منهاى فقاهت، شعبه شعبه شدن پياپى و شكل گيرى فرقه هاى باطنى بسيار متنوع و متكثر است. در حالى كه امامت شيعى معنويت را در بسترى اجتماعى و براى شكل گيرى نظام اجتماعى- سياسى هدايت مى كند و حاصل تجربه هاى معنوى فردى را برگرد فهمى فقيهانه و مستدل متحد كرده و به حركتى هدفمند و اجتماعى مى كشاند. اقطاب معنوى بيرون از دايره تشيع حداكثر به حلقه هايى محدود و جمعى (ونه اجتماعى) مى انجامد كه چه بسا رقابت هاى آشكار ونهان نيز بر سر مريديابى و مرادبازى با هم دارند. از امتيازات تشيع همين «جمع» فقاهتى بين معنويت و عدالت (وفرد و جامعه) است.
***
اگرچه طى قرون هيچ گاه شمع مكتب «جمع » فرو نمرده بود، سرانجام با عبور از گردنه هاى بسيار در طليعه قرن پانزدهم هجرى با محوريت «فقيهى عارف و مجاهد» در چارچوب نظام ولايت فقيه به صورت بندى محكم و دقيق خود رسيد. رخنه در اين منظومه معرفتى- معنوى- اجتماعى ممكن نيست جز به برهم زدن توازن در اجزاى اين مجموعه. در هفته هاى اخير انواع تلاش ها براى رخنه در اين منظومه و متلاشى كردن آن را شاهد بوديم. از كسانى كه در رداى مرجعيت فقهى به استفتائات بى بى سى پاسخ مى گفتند تا جيره خواران ملكه اعظم را از بلاتكليفى شرعى به در آورند تا آنها كه خود را انقلابى و عدالتخواه معرفى مى كردند و جهاد خويش را با همراهى رضا پهلوى و مريم قجر در برابر نظام اسلامى پى مى گرفتند. و در روزهاى اخير نيز كسانى كه با ظاهرى معنوى و زلال! راه هاى ميان بر براى رسيدن به امام زمان (عج) را در برابر ولايت فقيه پيشنهاد مى كردند.
***
شايد «بابيت» تاكنون مهم ترين راهكار يا شاهكار بريتانيا براى مقابله با پيشروترين جريان اسلامى يعنى تشيع باشد. انگليسى ها كه نوك پيكان استعمارگرى در منطقه خاورميانه و شبه قاره بوده اند همواره كوشيده اند تا با شناخت دقيق امتيازات امت اسلامى، آنها را خنثى و در مواردى حتى به ضد خود تبديل كنند. فتنه بابيت در ايران يكى از بارزترين نمونه هاى مكر و تزوير بريتانياست كه بر مهار اصلى ترين محور و موتور حركت تشيع يعنى انديشه امامت و مهدويت متمركز شده است. على محمد باب مدعى آن بود كه درى به خانه امام زمان(عج) كشف كرده است كه مى توان به بهانه آن از شاهراه اصلى تشيع خارج شد و زودتر به مقصد رسيد. و البته «باب» كه در ابتدا قرار بود درى باشد به خانه خورشيد، كم كم تونلى شد به پستوهاى كاخ باكينگهام و سرداب هاى كنيسه هاى صهيونيسم. او كه قرار بود نزديك ترين مسير باشد به مهدى (عج) از قضا دورترين از كار درآمد و بى ربط ترين!
طرفه آنكه انگليسى ها در مقابل بابيتى كه خود تاسيس كرده بودند گروه ديگرى را علم كردند كه خود بابيت ديگرى را ترويج مى كرد. انجمن حجتيه كه از دشمن ترين دشمنان نايب امام زمان (عج) در احياى شاهراه تشيع بود نه تاب فقاهت داشت و نه حال جهاد. مهم ترين تكليف شرعى اين بابى هاى جديد(در پوشش مبارزه با بهائيت) خلوت كردن شارع جهاد از طريق فراخوان به درهاى پشتى براى ملاقات با امام زمان بود. رابطه با مهدى (عج)؛ رابطه اى بود فردى و معنوى كه از هزارهايش هم حركتى اجتماعى و سياسى شكل نمى گرفت و چالشى با طاغوت نتيجه نمى شد. در اين رويكرد امام زمان (عج) بزرگ تر و پرشكوه تر و منزه تر از آن بود كه نايبى داشته باشد و به جهادى كه خود مستقيماً و عيناً فرمانده آشكار و حاضرش نباشد امر كند. مثل آنكه اميرالمؤمنين(ع) مالك را به مصر يا سيدالشهدا(س) مسلم را به كوفه فرستاده باشد و خيل شيعيان بى اعتنا به نايب و نماينده امام هريك به دنبال ذكرى معنوى و حالتى ملكوتى براى ارتباط مستقيم با امام غايب باشند و گمان برند كه ديدن روى امام آخركار و منتهاى كمال است غافل ازآنكه چه بسيار مقربان و نزديكان و بينندگان و تماشاگران چهره نورانى ائمه كه تماشاگر محض ماندند و جهنمى شدند.
***
فتنه بابيت در يكى دو دهه اخير به مدد صورت موجه و معنوى خود ابعاد تازه اى پيداكرده است. تو گويى جمهورى اسلامى ذاتاً نسبتى با موعود و مهدويت ندارد و گروهى كه عمدتاً هم ريشه هاى انجمنى دارند آمده اند تا اند يشه مهدويت را احيا كنند! روش احياى مهدويت هم آن است كه با علم كردن بحث هاى معنوى و به هم بافتن شايعات و شنيده ها، كراماتى براى بعضى اهل معنا كه مستقيما از در پشتى به خانه خورشيد راه پيدا كرده اند نقل كنيم و اقشار به اصطلاح مذهبى را«فردفرد» به سوى شخص مهدى(عج) ونه آرمان و رسالت او روانه كنيم. نظريه «بابيت» يا «در پشتى» با سوءاستفاده از احساسات محبان اهل بيت به بهانه نشان دادن راه هاى سريع تر و مطمئن تر، نوعى ديندارى و ولايتمدارى اختصاصى را باب مى كند كه كم كم به استغنا از مسير امامت مى انجامد. امامت كه قرار بوده محور تجميع و تراز تجربه هاى فردى براى تسريع در سلوك و حركت جمعى و اجتماعى و جهانى مؤمنين به سوى جامعه و جهان ايده آل باشد در اين رويكرد انحرافى به بهانه اى براى انفراد و انشعاب تبديل مى شود. امام خمينى با بستن درهاى انحرافى، دروازه بزرگ انتظار را در عصر جديد گشود و شاهراه ظهور را با فهم دقيق و فقيهانه خود از مكتب اهل بيت عليهم السلام و معنويت عميق عدالتخواهانه اى كه از اجداد طاهرينش به ارث برده بود نشان داد. تاريخ معاصر تشيع نشان داده است كه صادق ترين و برجسته ترين محبان و پيروان حضرت صاحب الامر تربيت يافتگان «مكتب ولايت فقيه» خمينى اند و جدى ترين دشمنان نايب امام زمان (عج)، مدعيان بابيت در هر دو روايت بهايى گرى و انجمن حجتيه اى آن. اگر كرامت در نگاه آنان در خواب ديدن است و شفا دادن و پيشگويى كردن و جفت شدن كفش پيش پا و... كرامت بزرگ امام خمينى بستن باب «بابى گرى» و گستراندن جبهه اى در اندازه آرمان هاى مهدوى و در افتادن با شيطان بزرگ و به راه انداختن جنگ جهانى فقر و غنا و مستضعفين و مستكبرين است. ولايت فقيه نخواهد گذاشت دستاوردهاى تاريخى تشيع در انقلاب اسلامى دستخوش فتنه هاى جريان ارتجاعى و استعمارى بابى گرى شود.
درپي حوادث رخ داده پس از انتخابات، دبير شوراي عالي امنيت ملي براي نخستين بار اقدام به موضعگيري رسمي كرد و ضمن تأكيد بر اينكه اجازه نميدهيم رأي ملت را انكار كنند، از تشكيل كميتههايي براي جلوگيري از تعرض به امنيت و جان مردم براساس دستور رهبر انقلاب خبر داد.
به گزارش رجانيوز، نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي تاكيد كرد: نظام با قوت تمام نه تنها در صحنه بينالمللي دفاع حداكثري از حقوق ملت ايران را دنبال خواهد كرد بلكه اين پشتوانه مردمي را سرمايهاي براي تثبيت ارزشها، منافع و امنيت ملي ميداند و اجازه نخواهد داد با عبور از قانون كساني يا راي ملت را انكار كنند و يا در مقابل حقوق شهروندان را ناديده بگيرند.
سعيد جليلي، تاكيد كرد: جمهوري اسلامي ايران با پشتوانه 40 ميليون راي مردم با اقتدار از قدرت مردم در عرصههاي مختلف پاسداري ميكند.
جليلي گفت: نظام جمهوري اسلامي با همان قوت و اقتدار كه از آراي 40 ميليوني ملت پاسداري ميكند، اجازه نميدهد حقوق شهروندي آحاد مردم ناديده گرفته شود و انتظار طبيعي مردم آن است كه بايد از اقتدار و ظرفيتي كه هوشياري و مشاركت 40 ميليوني مردم ايجاد كرده است به شكل حداكثري در جهت منافع و امنيت ملي استفاده شود.
جليلي انتخابات اخير را نقطه عطفي در تاريخ انقلاب خواند كه نشان داد جمهوريتي قوي پشتوانه اسلاميت نظام است و افزود: مشاركت، رقابت و شفافيتي كه در اين انتخابات به نمايش گذاشته شد جمهوريت نظام را در پررنگترين شكل آن به نمايش گذاشت.
دبير شوراي عالي امنيت ملي ابتداييترين انتظار و خواست مردم را پاسداري و استفاده حداكثري از اين دستاورد بزرگ در همه عرصههاي داخلي و خارجي دانست و گفت: امروز نظام جمهوري اسلامي با پشتوانه 40 ميليون راي مردم موظف است با اقتدار و صلابت هر چه بيشتر از حقوق ملت دفاع كند.
نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي قانون را بهترين شاخص و ميزان خواند و تاكيد كرد: هيچ كس حق ندارد به هيچ بهانهاي با عبور از قانون حقوق ملت را ناديده بگيرد.
وي با اشاره به ماهيت مردمي نظام جمهوري اسلامي اقتدار آن را بر همين مبنا دانست و گفت: نظام با اين اقتدار همچنانكه به هيچ دشمن خارجي اجازه نميدهد به حقوق ملت ما تعرض كند در داخل نيز چنين اجازهاي را به هيچ كس به هيچ بهانهاي نميدهد.
وي افزود: نه اصول ارزشي و نه قواعد دموكراسي اجازه نميدهد كه كساني با عبور از قانون مشاركت و آراي ملت را انكار كنند و يا در مقابل، كساني به بهانه مقابله با رفتارهاي خلاف قانون خود مرتكب خلاف قانون و ناديده گرفتن حقوق مشروع انسانها بشوند.
دبير شوراي عالي امنيت ملي با يادآوري تاكيد هميشگي رهبر معظم انقلاب بر احترام كامل به حقوق مردم تصريح كرد: بر اساس آموزههاي ديني كارگزاران نظام موظف به پاسداري از دستاوردهاي ملت و در عين حال حفاظت از حقوق مشروع آنان هستند.
جليلي افزود: دفاع از نظام جمهوري اسلامي ايران و جلوگيري از ستم بر آن بايد همزمان با پرهيز از اعمال ظلم و ستم باشد و اين تذكر رهبري معظم انقلاب است كه بارها همگان به خصوص دستگاههاي مربوطه را به آن متذكر شدهاند.
نماينده مردم مقام معظم رهبري يادآور شد: ايشان در جريانات اخير با حساسيت فراوان دستورات اكيد به مسوولان دستگاههاي مختلف صادر فرمودهاند تا خداي ناكرده به كسي ظلمي نشود و چنانچه برخلاف موازين به كسي فشاري وارد شده يا ظلمي در حق كسي رفته به دقت بررسي و پيگيري شود و ايشان به همان ميزان كه بر پاسداري از آراي مردم و نتايج آن تاكيد داشتهاند بر مقابلهي جدي با هرگونه تعرض به امنيت، جان و حقوق مردم هم تاكيد فرمودهاند.
جليلي خاطر نشان كرد: موارد ياد شده بر اساس اين دستورات صريح و تاكيد مقام معظم رهبري، كميتههايي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در حال بررسي و پيگيري است.
دبير شوراي عالي امنيت ملي با خاطر نشان ساختن نارضايتي مقام معظم رهبري از هرگونه رفتاري كه خلاف اين اصل باشد به سخنان صريح ايشان در نماز جمعه درباره كوي دانشگاه اشاره كرد و افزود: رهبر انقلاب لزوم اين مراقبت را مكررا به دستگاههاي ذيربط تذكر داده و التزام به آن را مطالبه كردهاند و حتي به طور مشخص برخي موضوعات و حتي مصاديقي را كه در جريان آن قرار گرفته بودند به طور خاص ارجاع و دستور پيگيري فرمودند. به عنوان مثال ايشان دستور تعطيلي يك بازداشتگاه را كه استانداردهاي لازم براي حفظ حقوق متهمين نداشت صادر كردهاند.
جليلي تاكيد كرد: بر اين اساس برخورد دستگاهها با تحركات مجرمانه بايد صرفا در چارچوب قانون باشد و كسي حق ندارد به اين بهانه حقوق مشروع افراد را ناديده بگيرد و يا آن را سلب كند.
دبير شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به اقتدار نظام و ملت تاكيد كرد: نظام به پشتوانه اين اقتدار و با قوت تمام نه تنها در صحنه بينالمللي دفاع حداكثري از حقوق ملت ايران را دنبال خواهد كرد؛ بلكه اين پشتوانه مردمي را سرمايهاي براي تثبيت ارزشها، منافع و امنيت ملي ميداند و خواست ملت را هم در جهت احترام به نتيجهي آراي 40 ميليوني و هم در جهت احترام به حقوق شهروندي آنان محقق خواهد كرد و اجازه نخواهد داد با عبور از قانون كساني يا راي ملت را انكار كنند و يا در مقابل حقوق شهروندان را ناديده بگيرند.
دليل ما بر وجود مشروعيت حکومت ديني، وجود قوانين معرفتي دين است. با وجود حکومت ديني، حاکميت ديني بايد داراي مشروعيت باشد، چرا که کسي مي تواند احکام اجتماعي دين را پياده کند که عالم و معصوم بوده و از خطا به دور باشد.
5- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):الغريب من ليس له حبيب[غرر الحكم، ص414].
6- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):الأخ المكتسب في الله أقرب الأقرباء و أحم (أرحم) من الأمهات و الآباء[غرر الحكم، ص423].
7- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):من فقد أخا في الله فكأنما فقد أشرف أعضائه[غرر الحكم، ص414].
8-يا وَيلَتى لَيتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً[فرقان/28].
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):انْظُرُوا مَنْ تُحَادِثُونَ فَإِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَحَدٍ ينْزِلُ بِهِ الْمَوْتُ إِلَّا مُثِّلَ لَهُ أَصْحَابُهُ إِلَى اللَّهِ إِنْ كانُوا خِياراً فَخِياراً وَ إِنْ كانُوا شِرَاراً فَشِرَاراً وَ لَيسَ أَحَدٌ يمُوتُ إِلَّا تَمَثَّلْتُ لَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ[كافى، ج2، ص638].
10-من اراد الله به خيرا رزقه الله خليلا صالحا
11- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):رب أخ لم تلده أمك[غرر الحكم، ص424].
12- قَالَ الصَّادِقُ(ع):الْمُومِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَكافَأُ دِمَاوهُمْ وَ هُمْ يدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ يسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ[كافى، ج1، ص403].
13- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):مَنْ جَدَّدَ أَخاً فِي الْإِسْلَامِ بَنَى اللَّهُ لَهُ بُرْجاً فِي الْجَنَّةِ مِنْ جَوْهَرَةٍ[اختصاص، ص227].
14- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أقل ما يكون في آخر الزمان أخ يوثق به أو درهم من حلال[تحف العقول، ص54].
15ـ پيامبر(ص)يك مرتبه در مكه ميان اصحاب اخوت قرار داد. ابوبكر را كه از عشيره تيم است با عمر كه از عشيره عدى بود برادر قرار داد. عثمان از بنى اميه را با عبدالرحمن عوف از بنى زهرة برادر قرار داد و خودش را با على(ع)برادر قرار داد.[بحار، ج38،ص 347 و 330 به بعد].
در مدينه هم ميان مهاجرين و انصار هر يك از مهاجرين را با فردى از انصار برادر قرار داد. نتيجه: اين كار جايگزين كردن معيارهاى اسلامى به جاى تعصب هاى فاميلى و... بود.
16- نياز انسان به دوست مثل نياز گرسنه به غذا و نياز بيمار به دارو است.
قَالَ الصَّادِقُ(ع):الإخوان ثلاثة فواحد كالغذاء الذي يحتاج إليه كل وقت فهو العاقل و الثاني في معنى الداء و هو الأحمق و الثالث في معنى الدواء فهو اللبيب[تحف العقول، ص322].
17- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):الْمُومِنُ مَأْلُوفٌ وَ لَا خَيرَ فِيمَنْ لَا يأْلَفُ وَ لَا يولَفُ[كافى، ج2، ص102].
18- قَالَ الصَّادِقُ(ع):لكل شيء شيء يستريح إليه و إن المؤمن يستريح إلى أخيه كما يستريح الطير إلى شكله[مشكاة الأنوار، ص104].
19- قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّ الْمُومِنَ لَيسْكنُ إِلَى الْمُومِنِ كمَا يسْكنُ الظَّمْآنُ إِلَى الْمَاءِ الْبَارِدِ[كافى، ج2، ص247].
20- قَالَ الصَّادِقُ(ع):من لم يرغب في الاستكثار من الإخوان ابتلي بالخسران[تحف العقول، ص319].
ادامه دارد........دو شرط اساسى
شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از:
1- علم به قانون
2- عدالت
چنانكه پس از رسول اكرم «صلى الله عليه وآله» وقتى در آن كسى كه بايد عهدهدار خلافت شود، اختلاف پيدا شد باز در اينكه مسئول امر خلافت بايد فاضل باشد، هيچ گونه اختلاف نظرى ميان مسلمانان بروز نكرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود.
1- چون حكومت اسلام حكومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانين لازم مىباشد، چنانكه در روايات آمده است. نه فقط براى زمامدار بلكه براى همه افراد، هر شغل يا وظيفه و مقامى داشته باشند چنين علمى ضرورت دارد. منتهى حاكم بايد افضليت علمى داشته باشد. ائمه ما براى امامت خودشان به همين مطلب استدلال كردند كه امام بايد فضل بر ديگران داشته باشد. اشكالاتى هم كه علماى شيعه بر ديگران نمودهاند در همين بوده كه فلان حكم را از خليفه پرسيدند نتوانست جواب بگويد، پس لايق خلافت و امامت نيست. فلان كار را بر خلاف احكام اسلام انجام داد، پس لايق امامت نيست .... (1)
قانوندانى و عدالت از نظر مسلمانان، شرط و ركن اساسى است. چيزهاى ديگر در آن دخالت و ضرورت ندارد. مثلاً علم به چگونگى ملائكه، علم به اينكه صانع تبارك و تعالى داراى چه اوصافى است، هيچ يك در موضوع امامت دخالت ندارد. چنانكه اگر كسى همه علوم طبيعى را بداند و تمام قواى طبيعت را كشف كند يا موسيقى را خوب بلد باشد، شايستگى خلافت را پيدا نمىكند و نه به اين وسيله بر كسانى كه قانون اسلام را مىدانند و عادلند، نسبت به تصدى حكومت، اولويت پيدا مىكند.
آنچه مربوط به خلافت است و در زمان رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» و ائمه ما «عليهم السلام» درباره آن صحبت و بحث شده و بين مسلمانان هم مسلّم بوده اين است كه حاكم و خليفه اولاً بايد احكام اسلام را بداند يعنى قانوندان باشد و ثانياً عدالت داشته، از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار باشد. عقل همين اقتضا را دارد. زيرا حكومت اسلامى حكومت قانون است، نه خودسرى و نه حكومت اشخاص بر مردم.
اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لايق حكومت نيست. چون اگر تقليد كند، قدرت حكومت شكسته مىشود و اگر نكند، نمىتواند حاكم و مجرى قانون اسلام باشد. و اين مسلّم است كه «الفقهاء حكام على السلاطين»(2)، سلاطين اگر تابع اسلام باشند بايد به تبعيت فقها درآيند و قوانين و احكام را از فقها بپرسند و اجرا كنند. در اين صورت حكام حقيقى همان فقها هستند، پس بايستى حاكميت رسماً به فقها تعلق بگيرد، نه به كسانى كه به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعيت كنند.
2- زمامدار بايستى از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصى آلوده نباشد. كسى كه مىخواهد حدود جارى كند، يعنى قانون جزاى اسلام را به مورد اجرا گذارد، متصدى بيت المال و خرج و دخل مملكت شود، و خداوند اختيار اداره بندگانش را به او بدهد بايد معصيت كار نباشد و «لا ينالُ عَهدى الظالمين»(3) خداوند تبارک و تعالى به جائر چنين اختيارى نمىدهد.
زمامدار اگر عادل نباشد در دادن حقوق مسلمين، اخذ مالياتها و صرف صحيح آن و اجراى قانون جزا، عادلانه رفتار نخواهد كرد و ممكن است اعوان و انصار و نزديكان خود را بر جامعه تحميل نمايد و بيت المال مسلمين را صرف اغراض شخصى و هوسرانى خويش كند. (4)
شرط مرجعيت لازم نيست.
من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت مىكند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند. وقتى آنها هم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد، رهبرى او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولى منتخب مردم مىشود و حكمش نافذ است. (5)
الگوى رهبرى
رهبر در محكمه
در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصيل اسلام محقق شد، يک زمان رسولالله «صلى الله عليه وآله وسلّم» و ديگر وقتى که در کوفه على بن ابىطالب سلامالله عليه حکومت مىکرد. در اين دو مورد بود که ارزشهاى معنوى حکومت مىکرد. يعنى يک حکومت عدل برقرار و حاکم ذرهاى از قانون تخلف نمىکرد. حکومت در اين دو زمان حکومت قانون بوده است و شايد ديگر هيچ وقت حاکميت قانون را بدانگونه سراغ نداشته باشيم، حکومتى که ولىّ امرش ـ که حالا به سلطان يا رئيس جمهور تعبير مىکنند ـ در مقابل قانون با پايينترين فردى که در آنجا زندگى مىکند على السواء باشد. در حکومت صدر اسلام اين معنى بوده است. حتى قضيهاى از حضرت امير در تاريخ است: در وقتى که حضرت امير سلامالله عليه حاکم وقت و حکومتش از حجاز تا مصر و تا ايران و جاهاى بسيارى ديگر بسط داشت، قضات هم از طرف خودش تعيين مىشد، در يک قضيهاى که ادعايى بود بين حضرت امير و يک نفر يمنى که آن هم از اتباع همان مملکت بود قاضى حضرت امير را خواست. در صورتى که قاضى دست نشانده خود او بود، و حضرت امير بر قاضى وارد شد و قاضى خواست به او احترام بگذارد، امام فرمود که در قضا به يک فرد احترام نکنيد، بايد من و او علىالسواء باشيم. و بعد هم که قاضى بر ضد حضرت امير حکم کرد، با روى گشاده قبول کرد.
اين حکومتى است که در مقابل قانون همگى علىالسواء حاضرند، براى اينکه قانون اسلام قانون الهى است و همه در مقابل خداى تبارک و تعالى حاضرند، چه حاکم، چه محکوم، چه پيغمبر و چه امام و چه ساير مردم. (6)
رهبر بين مردم
حاکم اسلام مثل حاکمهاى ديگر از قبيل سلاطين يا رؤساى جمهورى نيست. حاکم اسلام، حاکمى است که در بين مردم، در همان مسجد کوچک مدينه مىآمد و به حرفهاى مردم گوش مىکرد و آنهايى که مقدرات مملکت دستشان بود، مثل ساير طبقات مردم در مسجد اجتماع مىکردند و اجتماعشان به صورتى بود که کسى که از خارج مىآمد نمىفهميد که کى رئيس مملکت است و کى صاحب منصب است و چه کسانى مردم عادى هستند. لباس، همان لباس مردم، معاشرت، همان معاشرت مردم و براى اجراى عدالت طورى بود که اگر چنانچه يک نفر از پايينترين افراد ملت، بر شخص اول مملکت ادعايى داشت و پيش قاضى مىرفت، قاضى شخص اول مملکت را احضار مىکرد و او هم حاضر مىشد. (7)
ولايت فقيه ضد ديکتاتورى
در اسلام قانون حكومت مىكند. پيغمبر اكرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى، نمىتوانست تخلف بكند. خداى تبارک و تعالى مىفرمايد كه اگر چنانچه يك چيزى بر خلاف آن چيزى كه من مىگويم تو بگويى من تو را اخذ مىكنم و «وتينت» را قطع مىكنم،(8) اگر پيغمبر يك شخص ديكتاتور بود و يك شخصى بود كه از او مىترسيدند كه مبادا يك وقت همه قدرتها كه دست او آمد ديكتاتورى بكند، اگر او شخص ديكتاتور بود، آن وقت فقيه هم مىتواند باشد. (9)
فقيه، مستبد نمىشود، فقيهى كه اين اوصاف را دارد عادل است، عدالتى كه غير از عدالت اجتماعى، عدالتى كه يك كلمه دروغ او را از عدالت مىاندازد، يك نگاه به نامحرم او را از عدالت مىاندازد، يك همچو آدمى نمىتواند خلاف بكند، خلاف نمىكند. (10)
اختيارات رهبرى و حکومت
اگر فرد لايقى كه داراى اين دو خصلت باشد، بپا خاست و تشكيل حكومت داد، همان ولايتى را كه حضرت رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» در امر اداره جامعه داشت، دارا مىباشد و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند.
اين توهّم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» بيشتر از حضرت امير «عليه السلام» بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير «عليه السلام» بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» بيش از همه عالم است و بعد از ايشان فضائل حضرت امير - عليه السلام - از همه بيشتر است; لكن زيادى فضائل معنوى، اختيارات حكومتى را افزايش نمىدهد. همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه «صلوات الله عليهم» در تدارك بسيج و سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است، منتهى شخص معينى نيست، روىِ عنوانِ «عالمِ عادل» است.
وقتى مىگوييم ولايتى را كه رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» و ائمه «عليهم السلام» داشتند، بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، براى هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه ـ عليهم السلام ـ و رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» است. زيرا اينجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از وظيفه است. ولايت يعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانين شرع مقدس، يك وظيفه سنگين و مهم است نه اينكه براى كسى شان و مقام غير عادى به وجود بياورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت ديگر ولايت مورد بحث، يعنى حكومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى كه خيلى افراد دارند امتياز نيست، بلكه وظيفهاى خطير است.
يكى از امورى كه فقيه متصدى ولايت آن است، اجراى حدود (يعنى قانون جزاى اسلام) است. آيا در اجراى حدود بين رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» و امام و فقيه امتيازى است؟ يا چون رتبه فقيه پائينتر است، بايد كمتر بزند؟ حد زانى كه صد تازيانه است اگر رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» جارى كند 150 تازيانه مىزند و حضرت امير المؤمنين «عليه السلام» 100 تازيانه و فقيه 50 تازيانه؟ يا اينكه حاكم، متصدى قوه اجرائيه است و بايد حد خدا را جارى كند، چه رسول الله «صلى الله عليه وآله وسلّم» باشد و چه حضرت امير المؤمنين «عليه السلام» ، يا نماينده و قاضى آن حضرت در بصره و كوفه، يا فقيه عصر.
ديگر از شؤون رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» و حضرت امير «عليه السلام» اخذ ماليات، خمس، زكات، جزيه و خراج اراضى خراجيه است. آيا رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» اگر زكات بگيرد، چقدر مىگيرد؟ از يك جا، ده يك و از يك جا، بيست يك؟
حضرت امير المؤمنين «عليه السلام» خليفه شدند، چه مىكنند؟ جناب عالى فقيه عصر و نافذ الكلمه شديد، چطور؟ آيا در اين امور، ولايت رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» با حضرت امير المؤمنين «عليه السلام» و فقيه، فرق دارد؟ خداوند متعال رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» را «ولى» همه مسلمانان قرار داده و تا وقتى آن حضرت باشند، حتى بر حضرت امير «عليه السلام» ولايت دارند. پس از آن حضرت، امام بر همه مسلمانان حتى بر امام بعد از خود ولايت دارد، يعنى اوامر حكومتى او درباره همه نافذ و جارى است و مىتواند والى نصب و عزل كند.
همانطور که پيغمبر اکرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» مأمور اجراى احکام و برقرارى نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاکم مسلمين قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است فقهاى عادل هم بايستى رئيس و حاکم باشند و اجراى احکام کنند و نظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند. (11)
حکومت از احکام اوليه و مقدم بر احکام فرعيه است
اگر اختيارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه الهيه است، بايد عرض حكومت الهيه و ولايت مطلقه مفوّضه به نبى اسلام ـ صلى الله عليه و آله ـ يك پديده بى معنى و محتوا باشد.
حكومت كه شعبهاى از ولايت مطلقه رسول الله «صلى الله عليه وآله وسلّم» است، يكى از احكام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه حتى نماز و روزه و حج است. حاكم مىتواند مسجد يا منزلى را كه در مسير خيابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند، حاكم مىتواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل كند و مسجدى كه ضرار باشد در صورتى كه رفع بدون تخريب نشود، خراب كند. حكومت مىتواند قراردادهاى شرعى را كه خود با مردم بسته است، در موقعى كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد يك جانبه لغو كند و مىتواند هر امرى را چه عبادى و يا غير عبادى است كه جريان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامى كه چنين است جلوگيرى كند. حكومت مىتواند از حج كه از فرايض مهم الهى است، در مواقعى كه مخالف صلاح كشور اسلامى دانست موقتاً جلوگيرى كند. (12)
ولايت و حق تحديد مالکيت
در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودى است يكى از چيزهايى كه مترتب بر ولايت فقيه است و مع الأسف اين روشنفكرهاى ما نمىفهمند كه ولايت فقيه يعنى چه، يكىاش هم تحديد اين امور است.
مالكيت را در عين حال كه شارع مقدس محترم شمرده است، لكن ولى امر مىتواند همين مالكيت محدودى كه ببيند خلاف صلاح مسلمين و اسلام است، همين مالكيت مشروع را محدودش كند به يك حد معيّنى و با حكم فقيه از او مصادره بشود. (13)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ بحارالانوار، ج25، ص116؛ نهج البلاغه، ص588، خطبه 172؛ الاحتجاج، ج1، ص229.
2ـ مستدرک الوسائل، ج17، ص321، «کتاب القضاء»، «ابواب صفات قاضى»، باب 11، حديث33.
3ـ سوره بقره/ 124.
4- ولايت فقيه – ص61ـ 58
5- صحيفه نور جلد 21- ص 129 – تاريخ 9/2/68
6- صحيفه نور جلد 10ـ ص169ـ168 ـ تاريخ:17/8/58
7- صحيفه نور جلد 3ـ ص84ـ تاريخ: 18/8/57
8- اشاره به آيات مبارکه 44- 46 سوره الحاقة است که مىفرمايد: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ .«و اگر (محمد) به ما به دروغ سخنانى را مىبست، قطعاً ما او را به قهر مىگرفتيم و شاهرگش را قطع مىکرديم.»
9- صحيفه نور جلد 10- ص 29 – تاريخ: 30/8/58
10- صحيفه نور جلد 11ـ ص 133 ـ تاريخ: 7/10/58
11- ولايت فقيه ـ ص 93-92
12- صحيفه نور ج 20- ص 170- تاريخ: 16/10/66
13- صحيفه نور جلد 10 – ص 138 – تاريخ 14/8/58
به گزارش فارس ، شرور عبدالحميد ريگي برادر شرور عبدالمالك ريگي چندي پيش در اعترافات خود اسرار گروهك تروريستي مالكريگي را فاش و آمريكا را به عنوان پشت صحنه تمام جنايات و عملياتهاي گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي معرفي كرد.
* گوشهاي از اعترافات عبدالحميد ريگي
برادر سركرده گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي در جمع علما، روحانيون و سران قبايل و طوايف سيستان و بلوچستان به تشريح چگونگي انجام عملياتهايي كه خود در آن حضور داشته يا رهبري آن را برعهده داشته است پرداخت و گفت: بيشتر اين عملياتها به خاطر نشان دادن قدرت گروهك در استان سيستان و بلوچستان و خارج از آن به آمريكا بود تا امكانات مالي، اطلاعاتي لازم را براي ادامه كار گروهك فراهم كند.
بر اساس اعترافات صريح شرور عبدالحميدريگي، اين گروهك تروريستي با تحريك احساسات مذهبي جوانان بلوچ و سوءاستفاده از واژه جهاد، اقدام به جذب نيرو و آماده كردن آنها براي انجام عملياتهاي سياسي ميكند.
دستگيري 14 نفر از اعضاي گروهك عبدالمالك ريگي و اعترافات آنها سبب شد تا اهداف اين گروهك و دست پنهان شيطان بزرگ نه تنها براي مردم سيستان و بلوچستان و ايران بلكه براي دنيا مشخص شود.
عضويت در گروهك تروريستي موسوم به جندالله، گروگانگيري پرسنل نيروي انتظامي، شركت در عملياتهاي راهبندي و ترور افراد بيگناه، شركت در جنايات تاسوكي و دارزين گوشهاي از اعترافات اين اعضاي گروهك تروريستي بود كه الحمدالله همه اين اعضا به غير از برادر شرور عبدالمالك ريگي طي هفتههاي اخير به مجازات عمل ددمنشانه خود رسيده و به دار مجازات آويخته شدند.
عبدالحميدريگي به عنوان شخص دوم گروهك، برادر شرور عبدالمالك ريگي و كسي كه خود اين گروه هم به عنوان سرباز و هم به عنوان فرمانده حضور داشته، يك منبع اطلاعات و اخبار براي پي بردن همه اقشار مردم به اهدف شوم اين گروهك به شمار ميرود و هنوز حرفهاي زيادي از پشت پرده اين گروهك براي گفتن دارد كه اعترافات صريح وي هنوز در تكميل تحقيقات يكي از مراجع امنيتي اطلاعاتي استان كه در زمينه اين گروهك تروريستي موسوم به جندالله فعاليت ميكند لازم است.

